top of page
  • Joint Declaration

Of monkeys and donkeys

Updated: Apr 20




“Maybe ever’body in the whole damn world is scared of each other.”
― John Steinbeck, Of Mice and Men


Once again capitalism, nationalism and religiosity have brought the world to the brink of war.


Once again the working classes of the world look passively on, as our masters shine their ballistics and lubricate their patriots.


Once again rabbis, priests and ayatollahs dust off their well-practiced homilies.


Once again soldiers wear black shirts and pose heroic.


Once again journalists rub their hands at the prospect of conjuring a story, then patenting it,  then squeezing it for every drop of cultural capital it has to offer.


Once again idiot social influencers and celebrities insist on sharing their newly discovered political insights with us.


Once again the right wing of capital bullies and brutalises.


Once again the left wing of capital anoints the most oppressed looking pleb to be charitable toward.


Once again the middle wing of capital does whatever it is these middling, meddling sorts do at times of crisis.


Once again the armchair generals, oh, the fucking insufferable armchair generals, analyse, strategise and tacticise.


The TV plays loop after loop; audio loop, visual loop, hallucinatory loop; until somehow they all merge into one and become psywar loop.


When the bombs and the radioactive dust settles, most of the rich are richer and the poor are poorer and fewer in numbers.


But then something wonderous happens: the veil masking the odious visage of our masters begins to slip.


And those who wish to see, see everything:


We see a decrepit Israeli ruling class that out of fear of another Holocaust, became holocaust makers.


We see a repugnant Iranian ruling class that unified god, capital and the state, then undermined all three through sheer incompetence. 

 

We see a US ruling class that has dumb and dumber playing centre forward.

 

We see a British ruling class as ugly as Churchill’s left testicle.

 

We see a Chinese ruling class still pretending not to be a ruling class.

 

We see a Russian ruling class drunk on vodka, mesmerised by its own propaganda.


We see a Palestinian ruling class as blood thirsty as vampires, as stupid as fuck.

 

Let us be frank: We are led by donkeys and shafted by monkeys.


For the time being the conflict is not yet full-blown; it is largely spectacularised. The Palestinian militias fight based on the rules of 'concentrated' spectacle; the Iranian military use a 'diffused' form of the spectacle to get their point across; and the Israeli army utilise a more sophisticated 'integrated' form of the spectacle.

 

Amidst all this rational madness that capitalism is cooking for us, our response must start with a whimper, turn into a scream and become crystallised as a slogan:


No War But The Class War!


The first Joint Declaration by: The People’s Clowns (Libertarian Communist), Melancholic Troglodytes (Anti-Bolshevik Communist), Mastaneh Shah-Shuja (Situationist writer and activist), and Kaveh Nouri (Anarchist political activist).

 



میمون ها  و خران



 

«شاید دراین دنیای لعنتی همه ازهم می ترسند.»
-  جان اِشتاین‌ بِک، موش‌ ها  و آدم ها



بار دیگر سرمایه داری، ملی گرایی و دینداری جهان را به آستانۀ جنگ سوق می دهند.

 

بار دیگر طبقات کارگرِ جهان منفعلانه به حوادث نگاه می کنند، در حالیکه اربابانمان موشکهای بالستیک خود را وازلین می زنند و کروزهای خود را می ما لند.

 

بار دیگر خاخام ها، کشیشان و آیت الله ها موعظه های کسل آور خود را تکرار می کنند.

 

بار دیگر سربازان پیراهن سیاه می پوشند و ژست قهرمانی می گیرند.


بار دیگر روزنامه‌نگاران داستانهای عجیب و غریب می سازند و سپس آنرا به ازای هر قطره سرمایه فرهنگی می فشارند تا معروف شوند.

 

بار دیگر تأثیرگذاران فضای مجازی و سلبریتی های گرامی اصرار می کنند که بینش های سیاسی تازه کشف شدۀ خود را برای ما به اشتراک بگذارند.

 

بار دیگر جناح راست سرمایه توحش و قلدری می کند.


بار دیگر جناح چپ سرمایه  مظلوم‌ترین انسانها را می‌یابد تا به  آنها در ملأ عام خیریه ببخشد.


بار دیگر جناح میانی سرمایه هر کاری را که اینگونه میانروها در مواقع بحرانی انجام می دهند، انجام می دهد.

 

بار دیگر ژنرال های قلابیِ لعنتی ، استراتژی و تاکتیک را تجزیه و تحلیل می کنند.

 

و تلویزیون حلقه پشت حلقه پخش می کند؛ حلقه صوتی، حلقه بصری، حلقه توهمی، تا بالاخره همه آنها به یک حلقۀ جنگ–روانی تبدیل می شوند.

 

وقتی بمب‌ها و گرد و غبار رادیواکتیو فرو می‌نشیند، اکثر ثروتمندان ثروتمندتر شده اند و فقرا فقیرتر، و البته از نظر کمیتی کمتر.


اما پس از آن اتفاق شگفت انگیزی رخ می دهد: ماسکی که چهره نفرت انگیز اربابانمان را پوشانده است شروع به لغزش می کند. و آنهایی که می خواهند ببینند، همه چیز را می بینند:

 

می بینیم که طبقۀ حاکم فرسودۀ اسرائیلی از ترس هولوکاست دیگری، خود به هولوکاست سازان تبدیل شده اند.

 

می بینیم طبقۀ حاکم منفور ایرانی که در ابتدا خدا، سرمایه و دولت را متحد کرده بود حالا با بی کفایتی خارق العاده ای آبروی هر سه تا را می برد.

 

می بینیم که ایالات متحده را یک ابله و مجنون رهبری می کنند.


طبقۀ حاکم بریتانیا یی را می بینیم به زشتیِ بیضۀ چپِ جناب چِرچیل.

 

یک طبقۀ حاکم چینی را می بینیم که هنوز وانمود می کند طبقۀ حاکم نیست.

 

یک طبقۀ حاکم روسی را می بینیم که مسحور ودکا و تبلیغات خودش شده.

 

و بالاخره طبقۀ حاکم فلسطینی را می بینیم که بتدریج هم خون آشام شد و هم شدیداً کسخل.


اجازه دهید از اینهم  صریح تر بگیم: ما توسط خران هدایت می شویم، توسط میمون ها گاییده  می شویم.

 

در حال حاضر درگیری در خاور میانه تمام عیار نیست. تا حدّ زیادی تعارض هنوز نمایشی است. شبه نظامیان فلسطینی بر اساس قوانین نمایش متمرکز (concentrated spectacle) می جنگند.

 

 ارتش ایران از روش نمایشی پراکنده (diffuse spectacle) استفاده می جوید. و ارتش اسرائیل از شکل نمایش یکپارچه (integrated spectacle) استفاده می کند.


و در میان این همه جنون عقلانی که سرمایه داری برای ما فراهم می آورد، پاسخ ما باید با ناله ای شروع شود، به فریادی تبدیل گردد تا سرانجام به یک شعار متبلور شود:

 

هیچ جنگی، مگر جنگ طبقاتی!

 

 

اعلامیه مشترک شمارۀ یک: گروه دلقکان مردم (کمونیست های آزادیخواه)، گروه غارنشینان  مالیخولیایی (کمونیست های ضد- بلشویکی)، مستانه شاه-شجاع (نویسنده و موقعیت آفرین بین المللی)، و کاوه نوری (فعال سیاسی آنارشیست).








Commenti


bottom of page